دهکده زيباي مکي
  •   + سيري در زندگي دو شهيد


  •                                    بسم  رب الشهدا والصديقين



    سيري در زندگي دو شهيد يکي معلم وديگري شاگرد وهر دو مدرس درس شهادت براي ما، هر دو معلم ايثار وفداکاري براي ما در راه ماندگان، عزيزاني که با نيروي ايمان وبا عشق به الله خون پاکشان را بر زمين ريختنند که لاله هاي روئيده از آن  برگهائي است از فرهنگ اسلام



    خوب دقت کنيد در لاله زار شهيدان بنگريد:



                                                       علم ،ايمان،ايثار و شهادت را فرياد ميزنند



    لاله هاي خونين جوشيده از خون اين شهيدان گلبرگهائي است که بر روي هر برگي از آن پيامي ومسئوليتي نوشته شده  پيامي که:



                             با چشم آگاهي وبا حافظه ايمان وبا تخصص تعهد قرائت ميشود



    برروي برگي زبرگهاي اين دولاله خونين نوشته شده است است هان اي برادران در زماني زندگي ميکنيد که حاکميت الله  در آن برقرار شده براي بر اندازي همه نظامات غير الهي لباس رزم ‍‍0 جهاد اکبر0 را بپوشيد



    هيچ مي داني لباس رزم در جهاد اکبر چيست؟ نميدانم قلم مينويسد اخلاق اسلامي، خودتان فکر کنيد...................



    ما با لباس رزم اخلاق اسلامي به جنگ ديو هواي نفس ميرويم و اگر اين لباس را بطور کامل بر ،بدن پوشانده باشيم هيچ تير هواي نفس بر آن موثر نخواهد افتاد



    بگذريم برگ برگ مسئوليت عظيم شهدا ويا يک شهيد را نميتوان در  قالب کلمات گنجاند ،آخر مگر ميشود دريائي را در کوزه جاه داد؟ نه نميشود ولي کجائم



    آب دريا را اگرنتوان کشيد                                 همه به قدر تشنگي بايد چشيد



    اينجا سخن از شهيداني است که در شوق ديدار معبود لحظه شماري ميکردند لحظه را در ياد خدا سپري ميکردند، دنيا دون اين روحهاي پاک را نتوانسته بوددر خود محصورکند خوشحالي آنها جائي بود که حکمي از از احکام خدا جاري گردد و تحمل همه رنج  و زحمات از ناحيه آنها هم راهي بود که آنها براي تقرب بخدا انتخاب کرده بودند



    معلم شهيد دهقان و شهيد نيکدل  دو ياري که نه تنها در حياتشان با هم در رابطه بودند بلکه اين دوستي و رفاقت رابه آن 0سرا0نيزادامه دادند



    چه زيباست نامه اي که شهيد نيکدل بعد از شهادت شهيد دهقان براي او مينويسد و بعد از آنکه جملاتي رابا روح شهيد دهقان درميان ميگذارد ،در حالي که پيداست در فضاي عرفاني سير ميکرده مينويسد:



    تو معلم من بودي تو درس شهادت را به من آموختي من هر گز با تو قطع رابطه نخواهم کرد چه زيبا به اين کلام عمل  نمود وبه اين آرزو قلبي خود رسيد . شهيد دهقان در تاريخ 9/9/1360 هنگامي به شهادت رسيد که مزدوران بعثي با گلوله سر او را هدف گرفته بودند چرا که او در سر شور حسيني داشت و برلب آياتي  از قرآن را تلاوت مينمود



    و شهيد نيکدل بتاريخ 1/12/1360 در تداوام راه معلمش در حالي به شهادت رسيد که سلاح خصم ميان سر وبدن او جدائي انداخته بود  ويکي از همرزمانش ميگفت در آخرين پر زدنهايش بسوي ملکوت اعلي دو زانو ،زد و رو به کربلاي حسين دستهاي خود را بالا کرد و.......................



    پيکر پاکش بعد از 3ماه شناسائي گرديد و همانطور که خود نيز گفته بود 0 اگر اين سر در راه حسين فدا نشود سر نيست 0 با اين کلامش عينيت بخشيد



                                    روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد



                                 
    برگرفته از وبلاگ http://shohada13.parsiblog.com/



  • نويسنده: حسن نيکدل(دوشنبه 29/8/1385 ساعت 12:50 عصر)

  • نظرات ديگران ( )

  •   + نوري که هرگز خاموش نميشود


  • نويسنده: حسن نيکدل(يکشنبه 23/7/1385 ساعت 12:58 عصر)

  • نظرات ديگران ( )

  •   + دعوت به همکاري
  • Http://www.ParsiBlog.com/Signup.aspx?uid=7044697

  • نويسنده: حسن نيکدل(جمعه 21/7/1385 ساعت 2:46 صبح)

  • نظرات ديگران ( )

  •   + از ذکر علي مدد گرفتيم
  • از ذکر علي  مدد گرفتيم  ...


    از ذکر علي مدد گرفتيم آن چيز که ميشود گرفتيم
    در بوته ي آزمايش عشق از نمره ي بيست صد گرفتيم
    ديديم که رايت علي سبز معجون هدايت علي سبز
    درچمبر آسمان آبي خورشيد ولايت علي سبز
    از باده ي حق سياه مستيم اما زحمايت علي سبز
    شيرين شکايت علي زرد فرهاد حکايت علي سبز
    دستار شهادت علي سرخ لبخند رضايت علي سبز
    در نامه ي ما سياه رويان امضاي عنايت علي سبز

    يا علي در بند دنيا نيستم بنده ي لبخند دنيا نيستم
    بنده ي آنم که لطفش دائم است با من و بي من به ذاتش قائم است
    دائم الوصليم اما بي خبر در پي اصليم اما بي خبر
    گفت پيغمبر که ادخال سرور في قلوب المومنين اما به نور
    نور يعني اتشار روشني تا بساط ظلم را بر هم زني
    هر که از سر سرور آگاه شد عشقبازان را چراغ راه شد
    جاده ي حيرت بسي پرپيچ بود لطف ساقي بود وباقي هيچ بود
    مکه زير سايه ي خناس بود شيعه در بند بر العباس بود
    حضرت صادق اگر ساقي نبود يک نشان از شيعگي باقي نبود
    فقه شمشير امام صادق است هر که بي شمشير شد نالايق است
    واي وي زقاب و قرب و هاي و هو مي دهد بر اهل تقوا آبرو
    گر چه تعليمات مردم واجب است تزکيه قبل از تعلم واجب است
    تربيت يعني که خود را ساختن بعد از آن بر ديگران پرداختن
    يک مسلمان آن زمان کامل شود که علوم وحي را عامل شود
    نص قرآن مبين جز وحي نيست آيه اي خالي زامر و نهي نيست
    با چراغ وحي بنگر راه را تا ببيني هر قدم الله را
    گر مسلماني سر تسليم کو سجده اي هم سنگ ابراهيم کو
    ساقي سرمست ما ديوانه نيست سرگذشت انبياء افسانه نيست
    آنچه در دستور کار انبياست جنگ با مکر و فريب اغنياست
    چيست در انجيل و تورات و زبور آيه هاي نور و تسليم وحضور
    جمله ي اديان زيک دين بيش نيست جز الوهيت رهي در پيش نيست
    خانقاه و مسجد ودير و کنشت هر که را ديدم به دل بت مي سرشت
    ليک در بتخانه ديدم بي عدد هر صنم سرگرم ذکر يا صمد
    يا صمد يعني که ما را بشکنيد پيکر ما را در آتش افکنيد
    گر سبک گرديم در آتش چو دود ميتوان تا مبداء خود پر گشود
    اي خدا اي مبداء و ميعاد ما دست بگشا بهر استمداد ما
    ما اسير دست قومي جاهليم گر چه از چوبيم و از سنگ وگليم
    اي هزاران شعله در تيغت نهان خيز و ما را از منيت وا رهان
    اي خدا اي مرجع کل امور باز گردان ده شبم درتور نور
    در شب اول وضو از خون کنم خبس را از جان خود بيرون کنم
    سر دهم تکبير تکبير جنون گويمت انا عليک الراجعون
    خانه ات آباد ويرانم مکن عاقبت از گوشه گيرانم مکن
    بنگر يک دم فراموشم کني از بيان صدق خاموشم کني
    ما قلمهاييم دردست ولي کز لب ما ميچکد ذکر علي
    ذکر مولايم علي اعجاز کرد عقده ها را از زبانم باز کرد
    نام او سر حلقه ي ذکر من است کز فروغ او زبانم روشن است
    گر نباشد جذبه روشن نيستم اين که غوغا ميکند من نيستم
    من چو مجنونم که در ليلاي خود نيستم در هستي مولاي خود
    ذکر حق دل را تسلا مي دهد آه مجنون بوي ليلا مي دهد
    جان مجنون قصد ليلايي مکن جان يوسف را زليخايی مکن


     


                                       برگرفته از سايت مرحوم حاج محمد رضا آقاسي






  • نويسنده: حسن نيکدل(جمعه 21/7/1385 ساعت 12:41 صبح)

  • نظرات ديگران ( )

  •   + پادر تفريگاه زيبا
  • ادامه مطلب...

  • نويسنده: حسن نيکدل(جمعه 7/7/1385 ساعت 11:31 عصر)

  • نظرات ديگران ( )

  •   + پير نور محمد
  • ادامه مطلب...

  • نويسنده: حسن نيکدل(جمعه 7/7/1385 ساعت 11:28 عصر)

  • نظرات ديگران ( )

  •    RSS 

  •   خانه

  •   شناسنامه

  •   پست الکترونيک

  •  پارسي بلاگ



  • کل بازديد : 3148
    بازديد امروز : 5
    بازديد د?روز : 5
  •   پيوندهاي روزانه

  • معاونت راهنمائي ورانندگي دريافت خلافي [53]
    روستاي مکي [34]
    شهداي کوهسرخ مکي [43]
    تصاويري زيبا از کوهسرخ مکي [110]
    روانشناسي صادق حسني [67]
    تعزيه شناسي طاهريان [60]
    ريوش شهر زيبا مداحي [34]
    کوهسرخ ادبي3 [41]
    ادبي آقاي توسلي [105]
    کريز راعي [46]
    کوهسرخ مجيدي [42]
    کوهسرخ عندليب [40]
    ايور [29]
    سپيدار حميد نيکدل [60]
    کوهسرخ سرزمين من [28]
    [آرشيو(15)]


  •   درباره من

  • دهکده زيباي مکي
    حسن نيکدل[13]

  •   لوگوي وبلاگ من

  • دهکده زيباي مکي

  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  لوگوي دوستان من











  •   اوقات شرعي
  • اوقات شرعي


  •   مطالب بايگاني شده

  • علي آقا پسر گلم
    تصاويرازيبا از مکي [5]
    اسامي 38 تن از جان باختگان حادثه سقوط هواپيماي آنتونف 74 نيروي ه

  •   آهنگ وبلاگ من



  •   وضعيت من در ياهو

  • يــــاهـو